صاحب دلی.. - طوبی
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
طمعکار در بند خوارى گرفتار است . [نهج البلاغه]
صاحب دلی.. - طوبی
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    گویند صاحب دلی، برای اقامه نماز به مسجدی رفت.

    نمازگزاران، همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند ‏که بعد از نماز، بر منبر رود و پند گوید.

    پذیرفت. 

    نماز جماعت تمام شد.

    چشم ‏ها همه به سوی او بود.

    مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر ‏نشست.

    بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.

    آنگاه خطاب به جماعت گفت:

    ای مردم! هر کس از شما که می‌‏داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!

    .کسی برنخاست

    گفت:

    حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد!

    .باز کسی برنخاست

    گفت:

    شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما برای رفتن نیز آماده نیستید!‏



    محسن ::: پنج شنبه 87/8/2::: ساعت 3:21 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 21
    بازدید دیروز: 23
    کل بازدید :73849

    >>اوقات شرعی <<

    >> درباره خودم <<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    صاحب دلی.. - طوبی

    >>لینک دوستان<<

    >>لوگوی دوستان<<

    >> فهرست موضوعی یادداشت ها <<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<